|
پاسخ شوراي اطلاع رساني دولت به بيانيه 2 نماينده: |
|
روابط عمومي دبيرخانه شوراي اطلاعرساني دولت در پاسخ به بيانيه توكلي و نادران نمايندگان تهران در مجلس شوراي اسلامي درباره واردات بنزين كه حاوي اصرار بر ادعاي كذب غيرقانوني بودن واردات بنزين و ايراد اتهام به رئيس جمهور بود و مورد استقبال اغلب رسانه هاي دوم خردادي نيز قرار گرفت، توضيحاتي در 9 بند ارائه كرد.
به گزارش رجانیوز، در توضيحات روابط عمومي دبيرخانه شوراي اطلاع رساني دولت آمده است: شامگاه روز سهشنبه 24 ارديبهشت آقايان احمد توكلي و الياس نادران نمايندگان محترم تهران در مجلس شوراي اسلامي بيانيه اي صادر كرده و آن را پاسخ به "بيانيه" دولت قلمداد نمودند. ... |
( ادامه مطلب )
|
|
|
يك روز مطهري را ترور ميكنند، روز ديگر شخصيت مصباح را |
|
حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني منتخب مردم تهران در مجلس هشتم گفت: كساني كه دلداده احزاب و گرايشهاي منحرف هستند روزي مطهري ها را ترور مي كنند و روز ديگر آقاي مصباح يزدي را ترور شخصيت مي كنند.
به گزارش رجانيوز، حجت الاسلام دكتر مرتضي آقاتهراني منتخب مردم تهران در مجلس هشتم در گفتگو با فارس، با گراميداشت ايام شهادت استاد مطهري، درباره مراجع فكري نسل امروز اظهار داشت: به فضل الهي افرادي به عنوان حجتهاي علمي معرفي ميشوند كه سنگ بناي اسلام هستند؛ البته آنها را بايد شناخت و از بركت وجودشان بايد سيراب شد. حضرت امام (ره)، كتابهاي شهيد مطهري را بدون چون و چرا معرفي كردند. حضرت آقا عين اين كار را انجام دادند و با توجه به اينكه در زمان حيات حضرت استاد (آيتالله مصباح يزدي) اين كار را انجام دادند از اين بابت خدا را شاكر هستيم.
... |
( ادامه مطلب )
|
|
|
لوح تقدير دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران از شهيد عماد مغنيه فرمانده بزرگ حزبالله روز جمعه از سوي جواد شمقدري معاون هنري رييس جمهوري كشورمان به خانواده شهيد مغنيه اهدا شد. به گزارش رجانیوز به نقل از ايرنا ، شمقدري كه به منظور بررسي راههاي گسترش فعاليتهاي فرهنگي و هنري و امكان توليد فيلم از موضوعات جهادي و دفاعي به لبنان سفر كرده است عصر جمعه با حضور بر سر مزار شهيد مغنيه در حومه جنوبي بيروت و همچنين منزل آن شهيد ، به تجليل از جايگاه اين شهيد والامقام پرداخت. وي پس از قرائت فاتحه بر سر مزار شهيد مغنيه و جمعي از شهداي " مقاومت حزبالله"، در منزل شهيد مغنيه حاضر شد و با " جهاد مغنيه " فرزند آن شهيد و همچنين پدر ، مادر و بستگان وي ديدارو گفت و گو و لوح سپاس رييس جمهوري كشورمان را به فرزند شهيد مغنيه اهدا كرد. احمدي نژاد در اين لوح ، خطاب به فرزند شهيد مغنيه ، شهادت را بالاترين مقام الهي براي بندگان خاص حضرت حق توصيف و تاكيد كرده شهيد والامقام عماد مغنيه فرزند اسلام بود و اگر چه صحنههاي رزم و جهاد او در مقابله با صهيونيسم و شيطان بزرگ در طول ۲۵سال مورد تحسين واقع شد اما اين پايداري و وفاداري ريشه در سيراب شدن او از سرچمشه زلال حقيقت و اسلام ناب محمدي ( ص) دارد. در اين لوح اضافه شده : اين فرمانده بزرگ اما بيادعا در عمر گهر بار خود زهد و تقواي حقيقي ، عرفان و از خود گذشتگي را معنا بخشيد و بيترديد يكي از نشانههاي هدايت و يكي از آيات الهي است. رييس جمهوري اسلامي ايران در اين لوح تاكيد كرده است : شهيد عماد مغنيه فرزند مكتب امام خميني ( ره) بود و رمز موفقيت او اتكا به خداوند و دوري از هواي نفس و پيروي از رهبر انقلاب اسلامي بود. احمدي نژاد در بخش ديگري از اين لوح افزوده است كسب پيروزيهاي بزرگ توسط شهيد حاج رضوان در صحنههاي نبرد با دشمن صهيونيستي مرهون پيروي از فرزند راستين امت عرب و اسلام ، سيد حسن نصرالله است و من به نمايندگي از سوي ملت بزرگ ايران اين عظمت و بزرگواري را به خانواده شهيد مغنيه و ملت رشيد و مقاوم لبنان تبريك ميگويم. در اين ديدار اعضاي خانوادهشهيد مغنيه از حمايتهاي معنوي جمهوري اسلامي ايران از " مقاومت " ملت لبنان تشكر و قدرداني كردند. عماد مغنيه از مهمترين مدافعان اعراب در جنگ ۳۳روزه اسراييل عليه لبنان و يكي از شاخصترين فرماندهان حزبالله ، بهمن ماه سال گذشته با بمبگذاري عوامل رژيم صهيونيستي در يك خودرو در دمشق به شهادت رسيد. |
|
|
|
جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا گفته است كه پس از وقوع حادثه يازده سپتامير به سوي خدا گرايش پيدا كرده است!
به گزارش رجانيوز به نقل از ايرنا ، جرج بوش كه يك پروتستان است، در مراسم روز عبادت ملي آمريكا گفت: من فكر ميكنم قابل قبول باشد كه يك روز به عنوان روز بينالمللي عبادت مشخص گردد.
گفتني است حوادث يازدهم سپتامبر از نظر بسياري افراد شناخته شده در آمريكا همچنان موضوعي مبهم و مشكوك به شمار ميرود.
بعضي از نويسندگان غربي با سند مدرك اصرار دارند ثابت كنند كه حوادث ياد شده از سوي دستگاه جاسوسي اسرائيل و با همدستي بخشي از بدنه سازمان جاسوسي آمريكا طراحي شده است.
جرج بوش كه از ديدگاه بعضي از كارشاسان يك افراطي مذهبي به شمار ميرود، در گذشته از جنگي صليبي عليه مسلمانان سخن گفته بود |
|
|
|
ايران / على رحيمى: اظهارات جناب آقاى داوود دانش جعفرى وزير سابق امور اقتصادى و دارايى در مراسم توديع همراه با بغض تركيده شده و اشك ريخته شده آن طورى كه در اخبار ۳۰:۲۰ شبكه دوم صدا و سيما انعكاس يافت درخور تأمل و تأسف و تعجب بود. در اين باره بيان چند نكته ضروريست:
|
( ادامه مطلب )
|
شريعتمداري:محسن رضايي با نظرات امام سياست بازي نكند |
|
مديرمسئول روزنامه كيهان گفت: نصيحت برادارانه ما به برادر محسن رضايي و مسئول سايت وي اين است كه اگر ميخواهند سياستبازي كنند، هرگز با نظرات حضرت امام (ره)، بازي نكنند. |
( ادامه مطلب )
|
|
|
ناجوانمردانه دولت را تخريب ميکنند |
|
رئیس جمهور در ديدار طلاب ، علما و روحانيون استان همدان با انتقاد از تخریب ناجوانمردانه دولت تأکید کرد: عدهاي در برابر سياستهاي دولت مقاومت ميكنند و با تبليغات منفي، اجازه نميدهند اين سياستها آن گونه كه هست اجرا شود. در صورتي كه همان مقدار جزيي از سياستهاي دولت كه تاكنون اجرا شده، آثار مثبتي در جامعه داشته است و به فضل الهي از عقبههاي سنگيني كه در مقابل برنامه هاي دولت طراحي شده بود، عبور كردهايم. ادامه را بخوانید |
( ادامه مطلب )
|
|
|
خبرگزاري رويترز در خبري آن بخش از سخنان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان درباره برنامه هستهاي ايران را تحريف كرد.
به گزارش رجانيوز به نقل از فارس، خبرگزاري رويترز در خبري به نقل از محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان نوشت: ايران آماده است درباره برنامه هستهاي خود "با هر كشوري" گفتگو كند اما تسليم فشارهاي بينالمللي براي توقف فعاليت هستهاي خود نميشود.
اين در حالي است كه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان قبل از ظهر امروز در اولين برنامه از دور دوم سفرهاي استاني هيئت دولت در جمع مردم همدان اين كشور اظهار داشت:« دشمنان بدانند كه ملت ايران اهل منطق و گفتگو است و اگر آنها نيز بر معيار عدالت و حق و احترام به حقوق ملتها اهل گفتگو هستند، آماده مذاكرهايم و اما اگر ميخواهند فريبكاري و عقايد خود را تحميل كنند بايد بدانند كه اين ملت ايستاده است و با مشت محكم بر دهان بدخواهان خواهد كوبيد.»
رويترز در ادامه گزارش داد، احمدي نژاد در سخنراني خود در شهر همدان كه از تلويزيون ايران پخش شد، گفت: ملت ايران با برگزاري گفتگو با "هر يك از شما " براي حل اين مسئله استقبال ميكند و مشت محكمي به دهان كساني مي زنيم كه ميخواهند ايران از حق خود براي در اختيار داشتن فنآوري هستهاي چشم پوشي كند.
احمدي نژاد تاكيد كرد ، تهران گفتگوهايي را كه مبناي آن توقف فعاليت هسته اي ايران در ازاي دريافت منافع تجاري و توقف تحريمهاي اعمال شده بر اين كشور باشد، رد ميكند.
وي افزود: دشمنان ايران بايد بدانند كه ملت ما با انجام مذاكراتي كه بر اساس منطق استوار باشد، استقبال ميكند و مذاكرات بايد بر اساس احترام به حقوق ما باشد.
احمدي نژاد گفت: هيچ قدرتي در جهان جرات پايمال كردن حقوق ايران را نخواهد داشت.
بنابر گزارش رويترز ، در حالي كه هزاران تن از مردم همدان شعار مي دادند:" انرژي هسته اي حق مسلم ماست" رئيس جمهور ايران تاكيد كرد، آنها (غرب) بايد بدانند ملت ما با منطق و اتحاد از تمام حقوقش دفاع ميكند. |
|
|
|
رييس جمهوري صبح امروز در حاليکه رسانه ها و تحليلگران سياسي منتظر واکنش وي به انتقادات اخير داود دانش جعفري از سياست هاي اقتصادي دولت و بازتاب سخنانش در جمع مردم قم درباره موانع برپايي عدالت بودند، بار ديگر بحث عدالت را به ميان کشيد و تأکيد کرد: مطالبه عدالت بايد مطالبه عمومي شود و در همه دستگاهها در قوه قضاييه، مجلس شوراي اسلامي، دولت و دستگاه اجرايي، عدالت و خدمت به مردم بايد حرف اول را بزند نه اينكه وقتي از عدالت صحبت ميشود، بعضيها رد گم كنند.
|
( ادامه مطلب )
|
|
|
حالا همه كشتي هايتان را هم بياوريد اينجا، همه طيارههايتان را هم بفرستيد اينجا، حالا غيرسابق است ما اتكال به خدا داريم، ما براي اين جهان يك مدبر را ميدانيم هست. آنهايي كه تاكنون توجه نداشتند خوب توجه بكنند كه يك ملتي كه هيچ نداشت جز "الله اكبر" و او همه چيز است، چطور همه قوا را كنار زد. |
( ادامه مطلب )
|
توهين دوباره در پوشش عذرخواهي |
|
روزنامه اعتماد ملي به رغم عذرخواهي كروبي از ملت ايران به دليل چاپ يك مطلب موهن در اين روزنامه، باز هم در مقاله ديگري مجدداً همان مطالب توهين آميز را تكرار كرد.
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، اعتماد ملي كه پيش از اين در نوشته اي، مردم ايران را كه در سفرهاي استاني به استقبال رئيس جمهور مي روند به دلفين هاي گرسنه و نيازمند تشبيه كرده بود، ديروز دوباره در پوشش مطلبي با عنوان «جانب حرمت فرو نگذاشتيم» نوشت: «در قاموس بشر هر چقدر كه مقايسه انسان با ساير موجودات توهين تلقي شود به گمانم مقايسه دلفين هاي معصومي(!) كه در اوج نياز جز زيبايي و طنازي هديه اي به انسان نداده اند نمي تواند رنجي را برانگيزد.»
نويسنده يادداشت موهن اعتماد ملي در ادامه مطلب اخير خود باز هم همچون گذشته تصويري سياه و جعلي از مردمي كه در سفرهاي استاني به استقبال رئيس جمهور مي روند به نمايش گذاشت.
وي براي اين تصويرسازي مخدوش از الفاظي همچون گرسنه و گردن كج در توصيف مردم ايران و مستقبلين رئيس جمهور در استان ها استفاده كرد. |
|
|
|
رئيس جمهور در نامهاي به رئيس مجلس از وي به خاطر نسبت دادن اتهام نادرست عدم ابلاغ سه قانون مصوب مجلس انتقاد كرد.
به گزارش رجانيوز، روز گذشته خبرگزاريها از ابلاغ سه قانون از سوي رئيس مجلس در پي استنكاف اين وظيفه توسط رئيس جمهور خبر دادند. در حالیکه شورای اطلاع رسانی دولت بلافاصله با انتشار اسنادی مشخص کرد 3 قانون مورد نظری که رئیس مجلس با ادعای استنکاف رئیس جمهور از ابلاغ آنها، نسبت به ابلاغ اقدام کرده است، به ترتیب 9 ماه، 6 ماه و 50 روز قبل ابلاغ شده و حتی اجرای این قوانین نیز آغاز شده بود.
متن كامل نامه دكتر محمود احمدينژاد به دكتر حداد عادل به اين شرح است:
جناب آقاي دكتر حداد عادل
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم؛
متأسفانه بار ديگر با اقدام غيرقابل تفسير جنابعالي و به بهانه عدم ابلاغ قوانين مجلس شوراي اسلامي فرصت جديدي براي تداوم فشار و ايراد اتهامات بياساس به دولت توسط بدخواهان فراهم و موجب تعجب همگان شد. اينك مطابق اصل 113 قانون اساسي موارد زير را متذكر ميگردد:
1- طبق اصل 123 قانون اساسي امضاء و ابلاغ قوانين از وظايف اختصاصي رييس جمهور است و رييس جمهور طبق اصل مزبور پس از ابلاغ قوانين از سوي مجلس در مورد توشيح و ابلاغ قوانين مورد نظر نيز اقدام نموده است كه معاونت حقوقي رئيسجمهور سوابق موضوع را براي شما ارسال كرده است. بنابراين اقدام شما در اين خصوص نقض آشكار اصل 123 قانون اساسي است.
2- اين اقدام شما مستلزم نسبت دادن استنكاف و خودداري رئيسجمهور از ابلاغ قوانين است كه مطابق مستندات ارائه شده به جنابعالي، نسبتي كاملاً ناروا است. كافي بود با مراجعه به سوابق و بايگاني مجلس شوراي اسلامي، رونوشت ابلاغ قوانين را ملاحظه مينموديد.
اينك چند سوال مطرح است:
1- علت تعجيل در اين اقدام خلاف قانون چيست؟ به فرض كه مطلع شديد كه قانوني از 9 ماه قبل ابلاغ نشده است؛ آيا شايسته نبود كه سه دقيقه وقت نيز براي يك مكالمه ساده تلفني و سؤال از مسئول مربوطه در معاونت حقوقي رييس جمهور اختصاص مييافت و اين بدعت ناروا در روابط قانوني و حقوقي كشور پايهگذاري نميشد. راستي اين همه عجله براي چيست؟
2- مسؤوليت افتراء (استنكاف و خودداري از اجراي قانون اساسي) به رئيسجمهور و زمينهسازي براي هجمه به او به عهده چه كسي است و چگونه بايد به تخلف شما رسيدگي شود و اين آسيب چگونه قابل جبران است؟
3- بياعتنايي به قانون اساسي و تخلف از آن به وسيله رييس مجلس قانونگذاري چگونه قابل تفسير و توجيه است و آيا ضربه به اركان قانونگذاري كشور محسوب نميشود؟
4- آيا رواست دولتي را كه به گناه عدالتخواهي و استيفاي حقوق و عزت ملت از ناحيه همه مستكبران و مفسدان تحت شديدترين هجمهها قرار دارد به بهانههاي واهي مورد هجوم قرار داد.
برادرانه و متواضعانه عرض ميكنم كه اين فرصتها توسط ملت بزرگ فقط و فقط براي خدمت به مردم و صيانت از عزت ايران عزيز اعطا شده است. بايد مراقبت كنيم كه بدخواهان اين فرصت را كه نعمتي الهي است به نقمت بدل نكنند. اگر نبود، بدعت تخلف آشكار از قانون اساسي اينجانب هرگز اقدام به اين مكاتبه نمينمودم لكن اين را براي پاسداشت از قانون اساسي و ثبت در تاريخ ضروري ميدانم.
از خداوند متعال توفيق همگان را در خدمتگزاري صادقانه به ملت و صيانت از قانون اساسي به عنوان ميثاق ملي مسألت دارم.
محمود احمدينژاد |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گزارشي از تغييرات بودجه 87 درمجلس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در یکی از جلسات نقد وبلاگی بحثی با آقای افروغ در مورد سنگ اندازی نمایندگان پیش پای دولت داشتیم که ایشان ادعا می کردند مجلس خودش را به دولت فروخت و چنین نکرد ودر مورد لایحه بودجه ادعا داشتند هرگز تغییر چندانی در آن نشده - مطلب زیر درستی یا نادرستی ادعای آقای افروغ را نشان می دهد . مقايسه ريز اعتبارات رديفهاي مختلف لايحه بودجه سال 1387 و تغييرات انجام شده در آن از سوي مجلس، نشان ميدهد نمايندگان با انجام تغييرات مفصل در لايحه بودجه پيشنهادي دولت، اعتبارات هزينهاي 112دستگاه و نهاد كشوري را كه اكثراً خارج از قوه مجريه هستند، افزايش داده كه موجب رشد 4/18 درصدي مصارف بودجه عمومي دولت نسبت به لايحه پيشنهادي شده است.
بر اساس گزارشي كه پايگاه اطلاع رساني دولت از تغييرات مجلس در بودجه منتشر كرده،در حالي كه لايحه بودجه سال 1387 كل كشور با رويكرد انقباضي از سوي دولت در بخش هزينههاي جاري تنظيم شده بود و بخش زيادي از رشد سقف بودجه را به افزايش چشمگير اعتبارات عمراني اختصاص داده بود، با تغييراتي كه مجلس شوراي اسلامي در ارقام لايحه بودجه – خصوصاً اعتبارات هزينهاي - ايجاد كرد، مصارف بودجه عمومي دولت از رقم 792 هزار ميليارد ريال لايحه دولت با 4/18 درصد رشد به 939 هزار ميليارد ريال افزايش يافت.
مقايسه جزئيات اعتبارات دستگاهها، سازمانها و نهادهاي مختلف در لايحه پيشنهادي دولت در سال 1387 و بودجهاي كه به تصويب نهايي مجلس شوراي اسلامي رسيد، نشان ميدهد قوه مقننه، بودجه اكثر دستگاههاي خارج از قوه مجريه از جمله مجمع تشخيص مصلحت نظام، مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام، مجلس شوراي اسلامي، مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي و حوزه هنري سازمان تبليغات را به طور قابل توجهي افزايش داد كه موجب افزايش بار مالي دولت در سال جاري شده است.
اين در حالي است كه دولت اعتبارات هزينهاي دستگاههاي زيرمجموعه خود را در لايحه بودجه 87 تا حد امكان به طور انقباضي تعيين كرده بود و مجلس شوراي اسلامي نيز در تغييراتي كه در لايحه اعمال كرد بودجه دستگاههايي همچون وزارت رفاه و تامين اجتماعي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، معاونت علمي و فناوري رئيسجمهور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (در بخشهايي همچون حمايت از نشر كتاب)، صندوق مهر رضا(ع)، و بودجه مربوط به بازپرداخت بدهي به بانكهاي تجاري و طرحهاي توسعه ناوگان حمل و نقل عمومي و مديريت مصرف سوخت را كاهش داده است.
همچنين بودجه اختصاص داده شده براي طرحهايي همچون كمك براي ساخت نيروگاه به منظور جبران هزينههاي ناشي از تغيير ساعت، يارانه سيستم حمل و نقل عمومي موضوع تغيير ساعت بانكها، طرحهاي تكميل قطارهاي شهري، مشاركت در احداث آزادراههاي كشور، بهسازي راههاي مواصلاتي و طرحهاي حمل و نقل ريلي و هوايي از سوي مجلس صفر شده است.
مهمترين افزايش بودجهها
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در تغييراتي كه در لايحه بودجه سال 87 اعمال كردند، علاوه بر آن كه اعتبارات هزينهاي خود مجلس را 28 درصد - نزديك به 113 ميليارد ريال - افزايش دادند، اعتبارات هزينهاي مجمع تشخيص مصلحت نظام 5/1 برابر، سازمان تبليغات اسلامي را 3/1 برابر و بودجه مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام را 7 برابر كردند.
151 برابر!
در حالي كه دولت به دستگاههاي زيرمجموعه خود براي واگذاري ساختمانها و كوچكسازي فشار ميآورد و بانكها را به فروش داراييهاي سرمايهاي مازاد ملزم كرده است، با تصميم نمايندگان مجلس، بودجه تامين تجهيزات و تعميرات اساسي ساختمانهاي مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي 151 برابر شد و از رقم 400 ميليون ريال مندرج در لايحه دولت به 60 هزار و 400 ميليون ريال افزايش يافت.
با تصويب مجلس، 10 ميليارد ريال اعتبار جديد براي خريد ساختمان براي شوراي عالي استانها اختصاص يافته و سازمان قضايي نيروهاي مسلح، دادستاني ويژه روحانيت، ديوان عدالت اداري، شوراهاي حل اختلاف، سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و سازمان بازرسي كل كشور نيز ديگر نهادهايي هستند كه با تصميم مجلس، بودجه مربوط به تجهيزات و تعميرات و خريد ساختمانهايشان در مواردي حتي به بيش از 2 برابر رقم مندرج در لايحه دولت، افزايش يافت. همچنين مبلغ 7/5 ميليارد ريال از سوي مجلس براي جابجايي ساختمان شوراي نظارت بر صدا و سيما اختصاص يافت.
اختصاص 250 ميليارد ريال براي مسكن نمايندگان
افزون بر اين، با تصويب قوه مقننهدر آخرين روزهاي مجلس هفتم، رديف بودجهاي جديد براي تامين مسكن نمايندگان مجلس از سوي آنان به بودجه اضافه شد و مبلغ 250 ميليارد ريال نيز اعتبار به آن اختصاص يافته است تا مشكل مسكن نمايندگان مجلس حل شود. بعلاوه، با تصميم قوه مقننه، بيش از 5/17 ميليارد ريال اعتبار عمراني و 6/22 ميليارد ريال اعتبار هزينهاي براي راهبري، تجهيز و نگهداري سال اول دوره هشتم مجلس و رقم 145 ميليارد ريال نيز براي توسعه مجلس شوراي اسلامي اختصاص يافت كه اين دو نيز رديفهاي بودجهاي جديدي بودند كه به لايحه دولت اضافه شدند.
كاهش بودجه دستگاههاي دولتي
از سوي ديگر با وجود تاكيد رهبر معظم انقلاب اسلامي بر لزوم توجه ويژه به پژوهش و نوآوري به منظور تسريع در حركت كشور به منظور تحقق سند چشمانداز بيست ساله كشور، نمايندگان مجلس، اعتبارات هزينهاي معاونت علمي و فناوري رئيسجمهور را حدود 9 درصد كاهش دادند و اعتبارات هزينهاي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري نيز 15 ميليارد ريال كاهش يافت. اعتبارات هزينهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با تصويب مجلس، 150 ميليارد ريال كاهش يافت و در بخش حمايت از نشر كتاب نيز 25 ميليارد ريال از بودجه پيشنهادي دولت، كسر شد.
اعتبارات هزينهاي وزارت رفاه و تامين اجتماعي هم 1600 ميليارد ريال كاهش يافت (كاهش 36 درصدي) كه بدين ترتيب به نظر ميرسد، اين وزارتخانه در انجام وظايف و ماموريتهاي خود با مشكل مواجه خواهد بود.
گفتني است رئيس جمهور پس از تغييرات اساسي مجلس در بودجه 87 از اين مسئله انتقاد کرده بود اما برخي نمايندگان مجلس تغييرات را جزيي خوانده بودند.
جدول: مهمترين تغييرات لايحه بودجه 87 در مجلس (مبالغ به ميليارد ريال)
|
|
عضو كميسيون صنايع مجلس در گفتگو با رجانيوز |
|
رئيس جمهور چهارشنبه گذشته در جمع مردم قم به تشريح موانع برپايي عدالت پرداخت و از انحصار واردات و نظام گمركي به عنوان يكي از اين موانع ياد كرد. وي در اين خصوص به يك نمونه در بخش مافياي سيگار نيز اشاره كرد و گفت:
الان دو شبكه موازي با هم، هماهنگ با هم و هدايت شده از يك مركز، دست اندركار وارد كردن سيگار به داخل كشور ما هستند. همان كساني كه سيگار وارد ميكنند دو شبكه درست كرده اند. يك شبكه رسمي كه از گمركات وارد ميشود و يك شبكه غير رسمي كه با طراحي و حتي با درگيري با نيروي انتظامي بصورت قاچاق وارد كشور ميشود. خود اينها يك شبكه گسترده اند.
در اين زمينه عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس با اشاره به افشاگري رئيس جمهور درباره فعالیت گروه های مافیایی در واردات سیگار به كشور تأكيد كرد: رئيس جمهور شخصاً پيگير برخورد با گروههاي مافيايي است.
دکتر حمیدرضا کاتوزیان در گفتگو با رجانیوز، اظهار داشت: سیگار در دنیا به صورت مافیایي تولید و توزیع می شود و تولیدکننده های عمده ای که در دنیا هستند مانند شرکت های JTI و BAT وجود دارند که موارد مشابهي در ایران نیز وجود داشت.
وی با بیان اینکه یکی از دلایل جاذبه واردات سیگار برای اشخاص و گروه های مافیایی این است که تمام مبادلات مالی این محصول از تولید تا مصرف به صورت نقدی انجام می شود، افزود: همچنين سود بسیار هنگفت 400 تا 500 درصدي كه سیگار برای تولید کننده و توزیع کننده دارد، دليل ديگر جاذبه اين بازار است.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس تصریح کرد: اساساً در هر كشور قدرتمندان سياسي وارد معاملات سیگار می شوند. حتي در برخی کشورها، رؤساي جمهور، پادشاهان و در کشورهای عربی شیوخ در این معاملات نقش دارند و این قضیه در کشورهای شمالی و جنوبي ما نيز هنوز وجود دارد. بخصوص در كشورهاي با حكام زوگو و چپاولگر، اغلب خود حاکمیت و رؤسای بزرگ یا فرزندانشان و یا به قول خودمان آقازاده ها در معاملات سیگار نقش دارند.
کاتوزیان با بيان اینكه "اكنون چنین وضعیتی در ایران نيست اما در گذشته وجود داشته است"، افزود: متأسفانه در گذشته چنین وضعیتی در بازار سیگار ایران بواسطه فعاليت برخی اشخاص وجود داشت که خوشبختانه با روي كار آمدن دولت نهم و درایت شخص رئیس جمهور و انتخاب افراد شايسته اي که به دنبال منافع خودشان نبودند، دست این گروهها کوتاه شد و بسیاری از اینها که در معاملات سیگار مرتبط با مافیای جهانی بودند، قلع و قمع شدند.
وی در ادامه تأكيد كرد: در شركت دخانیات از زمانی که آقای مهندس طاهری آمدند، دست مافیا از سیگار کوتاه شد، تولید داخل افزایش پیدا کرد و از محل واردات سیگار که به شکل قانونی به کشور صورت می گیرد، درآمد شرکت دخانیات افزایش پیدا کرده است. در حقیقت حق انحصاری که دخانیات دریافت می کند، افزایش يافته است.
این نماینده در پاسخ به این سئوال که "گروه های مافیایی قبل از دولت نهم چگونه فعالیت می کردند و آیا مسئولین از فعالیت آنها بی اطلاع بودند؟"، گفت: بالاخره بی خبر نبودند یعنی نمی توانستند بی خبر باشند چون کشور ما متأسفانه در معرض قاچاق سیگار بوده و به طور بسیار وسيعی در گذشته این کار صورت می گرفته كه خوشبختانه اكنون خیلی محدود شده است. در گذشته مافياي داخلي سيگار از سوي جریانهاي خارج از کشور تغذیه و پشتيباني می شد.
کاتوزیان درخصوص چگونگی حضور گروه های مافیایی در معاملات اقتصادی و واردات کالاهای سود آور توضيح داد: وقتي افراد فاسد وارد سیستم می شوند، تلاش می کنند مدیران را بخرند و از طریق پرداخت رشوه، دادن هدایا و مشاركت با برخی مدیران که زمینه فساد در آنها وجود دارد، به نحوی آنها را آلوده کنند تا دوام و پایداری خود را در عرصه های مختلف از جمله اقتصاد تضمین کنند.
وی با عنوان این مطلب که "آقای رئیس جمهور در جریان كامل فعالیتهای گروه های غیرقانونی هستند و و از آن اطلاع دارند"، افزود: آقای احمدی نژاد شخصاً پیگیر پرونده و برخورد با این گروه های مافیایی هستند.
عضو کمیسیون صنایع و معادن با اشاره به نقش یک شرکت عربی در واردات سیگار به ایران گفت: این شركت و كشور متبوع وي می خواستند امتياز انحصاري سیگار در ايران را تصاحب كنند اما خوشبختانه با روی کار آمدن دولت نهم و آقای احمدی نژاد این اقدام عقیم ماند. البته در برخي بخش های دیگر شاهد حضور آنها هستیم که انشاءالله با درایت و تعهدی که در دولت نهم سراغ داریم، از آن بخش ها نیز دستشان کوتاه می شود.
کاتوزیان با بیان اینکه "دولت نهم در حوزه دخانیات فعالیت زیادی انجام داده و وضعیت کنونی با گذشته قابل قیاس نیست"، تصریح کرد: مدیرعامل شركت دخانيات بايد حمایت و ياري شود و سازمانهایی که وظیفه نظارتی دارند، وي را كمك کنند تا شرایط به شکل بحرانی که در گذشته بوده، بازنگردد.
وی در ادامه خاطرنشان كرد: البته بحران مافیا خود را در گذشته نشان نمی داد و وقتی که دولت تغییر کرد و آقای احمدی نژاد آمد و روی فعالیت آنها نظارت بیشتری صورت گرفت، محرز شد که بسیاری از بی عدالتی هایی که در جامعه وجود دارد، به فعالیت آنها مربوط می شود.
|
|
|
|
اهانت آشکار روزنامه اعتمادملی به ملت: |
|
روزنامه متعلق به کروبی در یادداشتی با عنوان "آواز دلفین ها" در اهانتی آشکار به مردمی که به استقبال رئیس جمهور در سفرهای استانی می روند، شور و شوق مردم را با حرکات "دلفین ها" که برای گرفتن غذا از دست مربی به کنار استخر می آیند، تشبیه کرد!
به گزارش رجانیوز، روزنامه اعتماد ملی در این یادداشت می نویسد: «زمان زيادي از روزهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دستهاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفينها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دستهاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفينها دوباره در برابر چشمانم زنده شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفينهاي جزيره. پس از تحمل ساعتها گرسنگي و بيغذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون ميآيد، دلفينها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال ميجنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع ميشوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك ميدهند. با اشارهاي ديگر از سوي صاحب لقمههاي از پيش مهيا شده، ناباورانه ميبينيم كه از گلوي اين بيزبانهاي زيبا، صداهايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش ميرسد. دلفينها بلندتر ميخوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل ميبازد و آسمان جزيره پر ميشود از شور و شعف كساني كه همپا و همراه شدن دلفينها با مرد جوان را به بزم نشستهاند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيباييهاي بينظيرش، سمفوني گرسنگي و گردنكجي و گدايي و گريه دلفينها بود براي لقمهاي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.»
ارگان رسمی اعتماد ملی در ادامه این یادداشت، به منظور تشبیه هرچه بیشتر دلفین هایی که در بالا از آن یاد شده، با مردمی که در سفرهای استانی بر گرد رئیس جمهورشان حلقه می زنند و ابراز خشم از اين پيوند بي پرده دولت- ملت، می افزايد: «این روزها شايد همدلانهتر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفينها را به حكايت غريبتر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيسجمهورشان در سفرهاي استاني حلقه ميزنند تعميم داد و از پيشداوريها و متهم شدن به جنگ روانيو سياهنماييها نهراسيد. دستهايي كه در آسمان استانها ميچرخد تا موج نامهها و شكوههاي ملتي را پارو كند تداعيگر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفرهاي استاني حلقه ميزنند تداعيگر كدامين نياز و احتياج هستند؟»
این نوشته در حالی در روزنامه متعلق به کروبی منتشر شده است که شعار 50 هزار تومان برای هر ایرانی، وعده وی در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری 84 بود.
گفتنی است روند اهانت به مردم توسط خبرنگاران روزنامه متعلق به مهدی کروبی شدت گرفته است. اين در حاليست که پيش از اين، رسانه هاي مخالف دولت حملات و اهانت هاي خود را بر شخص رئيس جمهور متمرکز مي کردند اما به نظر مي رسد پس از شکست سنگين اين جريان هتاک در انتخابات مجلس هشتم، مردم نيز مستحق تيغ فحاشي آنان شده اند. در این میان، سکوت ادامه دار مدعی العموم در قبال این اهانت هاي آشکار سؤال برانگیز است.
|
|
|
|
منصور رضواني
انتخابات حماسي سوم تير علاوه بر نتيجه شگفت آن براي اهالي سياست، در حاشيه نيز بركات فراواني به ارمغان آورد كه هنوز ابعاد آن به درستي مكشوف نگرديده و همچنان در حجاب معاصرت به سر مي برند. از جمله اين بركات به عقيده نگارنده محك خوردن ادعاهاي سياست زدگان موسوم به اصلاح طلب؟! و ميزان پايبندي ايشان به آن شعارهاي زيبا مبني بر «اولويت رأي ملت»، «احترام به تصميم مردم و اراده ملي»، «ضرورت التزام به خرد جمعي»، «نفي هرگونه قيم مآبي براي ملت» و... است. شعارهايي كه طي 8 سال حاكميت اين جريان لقلقه زبان حضرات بود و چماقي براي كوفتن بر دهان منتقدان و دلسوزاني كه به خود جرأت داده بودند تا نازكتر از گل! در نقد انحرافات ايشان بگويند و بنويسند! كه مع الاسف خود همين حضرات طي اين 3 سال پس از سوم تير و رويكرد دمكراتيك ملت به نامزد دلخواهش پنبه ي آنها را زده و بي پايگي تمام آن شعارهاي فريبا را به خوبي اثبات كرده اند!
به عقيده نگارنده انتخابات سوم تير اگر هم آنگونه كه اينان با تمسك به جنجالهاي كذب درصدد القاء آن بوده اند، سبب تضعيف كشور و به خطر افتادن منافع ملي! شده باشد (كه قطعاً نشده است)، همين كه يك فرصت طلايي پديدار شده تا ملت صداقت و التزام شيفتگان ليبراليسم و نسخه هاي وارداتي دمكراسي غربي را به همان مردم سالاري و جمهوريت مقدس! و منتخب جمهور ملت، بالعيان مشاهده كند و همچنين شكست پروژه روشنفكرنمايان غربزده كه با الگوتراشي وارداتي در پي بازتوليد نسخه «شيراك- لوپن!» و القاي اين توهم پوچ بودند كه «ملت ايران موقعي بالغ و رشيد محسوب مي شود كه همچون ظرفي بي محتوا و بي هويت! آنگونه كه ما روشنفكرنمايان مي خواهيم! و با دنباله روي كوركورانه از مردم آگاه! و دورانديش! فرانسه به «ژان ماري لوپن ايران!» نه گفته و ژاك شيراك را انتخاب نمايد!» (و اين مشابه نمايي پوچ تداعي گر نسخه تقي زاده، سرسپرده انگليس در 100 سال قبل مبني بر ضرورت فرنگي شدن ايراني «از فرق سر تا ناخن پا!» بود) خود به تنهايي آنچنان دستاوردهاي ارزشمندي هستند كه جا دارد ملت ما تا مدتها از بابت آن به خود «دست مريزاد» بگويد، چه رسد به بركات فراوان ديگري نيز كه هم از منظر اعاده عزت ملي در عرصه بين المللي (كه متأسفانه از رهگذر سياستهاي منفعلانه و وادادگيهاي پياپي همين حضرات در زمان تصدي مناصب كليدي دولتي و امنيتي خدشه دارشده بود!) و همچنين برپايي نهضت قطع مناسبات فاسد اقتصادي و رانتهاي نامشروع از بيت المال نصيب ملت شده است و صد البته كه هنوز در ابتداي راه هستيم.
نمونه ها در اين خصوص از شماره بيرون است و مجال و ضرورتي براي تكرار آنها نيست و همگان از همان فرداي 27 خرداد 84 و مشخص شدن رويگرداني ملت از افراطيون تجديدنظرطلب مكرر در مكرر شاهد التزام عملي! همين مدعيان وطني ليبرال دمكراسي غرب! به نتيجه آن انتخابات مردم سالارانه البته از طريق هتاكيهاي وقيحانه و توهين و از آن بدتر تحقير منتخب ملت! به طرق مختلف بوده ايم!
آخرين مورد در ايام اخير سريال طنز نوروزي «مرد هزار چهره» در تلويزيون بود كه با هدايت مستقيم برخي چهره هاي لمپن تجديدنظرطلب دستمايه لجن پراكني جديد ورشكستگان سياسي و مدعيان كذاب و دروغگوي مردم سالاري و حاكميت رأي ملت و... عليه رئيس جمهور منتخب گرديد و حضرات كه گويا پس از متحمل شدن شكست سنگين در انتخابات مجلس به دنبال محملي براي تشفي دل زخم خورده و بيمار خود بودند، اين موضوع را نيز بهانه تازه اي براي عقده گشايي و ابتذال سياسي خود قرار دادند! و علاوه بر پيامكهاي موهن در سطح وسيع و احتمالاًسازمان يافته، كاريكاتوريست هتاك روزنامه اعتماد ملي در طرحي وقيحانه نسبت به رئيس جمهور منتخب اهانت و لجن پراكني كرد و بدين ترتيب بار ديگر بي پايگي تمام آن شعارهاي ظاهرفريب اما توخالي در خصوص ميزان بودن رأي ملت و ضرورت احترام به منتخب ملت را به زيباترين! شكل بيان نمودند!
در اين زمينه نگارنده لازم ديدم تا مواردي را با استناد به يادداشتهاي قبلي خود بيان نمايد و به عبارتي اين اهانتهاي اخير بهانه اي شد تا مروري گذرا داشته باشيم بر ميزان پايبندي حضرات مدعي «جمهوريت!» بر شعارهاي زيباي مردم سالاري و نيز پايبندي ايشان بر نقل قول گزينشي امام در خصوص «ميزان رأي ملت است»
يك سال و نيم قبل محمد علي ابطحي فرزند يكي از اصلي ترين سردمداران كنوني انجمن حجتيه طي يادداشتي سراسر كذب در وبلاگ خود با عنوان «گفتگوي من و دكتر يزدي درباره قانون اساسي كشور» (در تاريخ 18 مرداد 85) در يك دروغ آشكار و عجيب و با تحريف وقيحانة آراء حضرت امام خميني (قدس سره) ادعا كرد كه «امام موافق گنجاندن اصل ولايت فقيه در قانون اساسي نبود بلكه اين ليبرالهاي دولت موقت بودند كه بر خلاف خواسته امام! با اصرار در تشكيل مجلس خبرگان سبب درج اصل مذكور در قانون اساسي [و در نتيجه موجب اينهمه شكست و بدبختي! براي تجديدنظرطلبان وابسته به غرب از بابت وجود اصل مترقي ولايت فقيه] بوده اند!، حقير با مشاهده اوج موذيگري اين يادداشت مزورانه و نيز بي عملي معروف! و انفعال مألوف! متوليان رسمي حفظ و نشر آثار امام نسبت به اين سمپاشي موذيانه عنصر همفكرشان عليه اصلي ترين آرمان امام يعني ولايت مطلقه فقيه، طي مقالة مبسوطي با عنوان «آراء مغرضانه خود را به امام نسبت ندهيد!» به تفصيل كذب بودن و تحريف آميز بودن دعاوي بي اساس ابطحي را تبيين و مشت نامبرده را در افكار عمومي باز نموده و ضمن آن به شدت در خصوص برخورد گزينشي يا بي عملي و سكوت مدعيان خط امام و اعضاي مؤسسه تنظيم و نشر آثار، نسبت به اين تحريفات وقيحانه اعتراض نمودم.
در انتهاي آن مقاله در خصوص ادعاهاي كذب مردم سالاري و جمهوريت خواهي تجديدنظرطلباني مانند ابطحي نوشتم:
«تابحال تمام بود و نبود مدعيان اصلاحات و همپالكيهاي آنها كه زير علم جبهه ناهمگون و آشفته دوم خرداد مجتمع بوده اند، در 2 شعار فريبنده خلاصه شده بود كه مصداق حقيقي «كلمة حق يراد بها الباطل» بودند! و اين دو شعار عبارتند از «برتري مطلق رأي مردم در هر شرايط! و بدون هيچ قيد و شرط!» و ديگري «عمل به قانون! و به خصوص تبعيت مطلق از قانون اساسي» كه دوست نكته سنجي اين دو گزاره را بصورت كنايي در قالب 2 شعار «لاحكم الا قانون!» و «لاحكم الا رأي مردم!» بيان كرده بود! بحمدالله از يكي دو سال قبل و آغاز دور شكستهاي زنجيره اي حضرات و بخصوص از فرداي انتخابات نهم رياست جمهوري و شكست مفتضحانه ائتلاف به اصطلاح ملي!؟ تجديدنظرطلبان، پنبه هر دو شعار از سوي خودشان زده و كذب ادعاهاي ايشان مشخص گرديده است. (هرچند كه بر آگاهان دلسوز از همان ابتداي روي كار آمدن آن جناح توخالي بودن آن ادعاها مانند روز روشن بود.)
شعار «لاحكم الا رأي مردم!» كه با فحاشيهاي روشنفكرنمايانه و اهانتهاي مكرر حضرات به مردم به جرم گناه نابخشودني! دادن رأي «نه» قاطع به تجديدنظرطلبان و انتخاب رئيس جمهور اصولگرا از حيّز انتفاع ساقط شد. در واقع حضرات با اين اهانتهاي زشت اثبات كردند كه آري! انتخاب مردم مطاع است و «رأي مردم صداي خداست!» البته تا زماني كه به سود ما باشد و مردم زماني محترم و خواستشان اولي است كه رأي خود را دربست به جيب ما سرازير نمايند والا اگر همين مردم به هر دليل و از جمله فرصت سوزيها و سوءتدبيرهاي حضرات، از ايشان روي برگردانند ديگر نه تنها محترم و فهيم و بالغ و رشيد نيستند بلكه مشتي عقب مانده و توده هاي گرسنه و پوپوليستي هستند كه هم دچار گيجي و آشفتگي هستند! (سياست نامه شرق، شماره 2، آذر 84، ص.23، «اسطوره هاي دولت جديد»، مراد فرهادپور) و هم فاقد درك واقع بينانه! و هنوز ياد نگرفته اند كه چگونه با ما نخبگان! و روشنفكران! تعامل كنند! (كيهان، 13 مرداد 84، ص.14، كولايي) و از همه جالبتر افاضات خود آقاي خاتمي است كه تا ديروز همه چيز و حتي دين! را تابع رأي مردم و به تعبير ايشان «مردم سالاري» تعريف مي كرد و از منظر روشنفكري صراحتاً فتوا صادر و از بالا! براي دين تكليف تعيين مي كرد كه «اگر اسلام خود را با مردم سالاري سازگار نكند، شكست خواهد خورد!» و «بايد اسلام را بگونه اي تعريف كنيم كه با مردم سالاري ناسازگار نباشد!» اما پس از اينكه با ِاعمال همين مردم سالاري مقدس! و با رأي جمهور ملت در يك انتخابات كاملاً مردم سالارانه و برغم تمام تخريبها و دست و پا زدنها، جريان متبوع ايشان از حاكميت اخراج شد، با پشت پا زدن به همه آن شعارهاي فريبا افاضه فرمود كه «متأسفانه جامعه دچار فقر تحليل است!» و البته توضيح نداد كه آن زمان كه جامعه آراي قاطع خود را بي دريغ به سود جريانات مورد نظر ايشان سرازير مي كرد هم به همين مرض مبتلا بود يا نه؟!
از روزي كه مردم برغم تمام تقلاها و اعمال خلاف قانون همفكران ايشان و حتي در برخي موارد، تخلفات خود ايشان! (از جمله صدور آن بيانيه جهت دار و خلاف بيّن قانون اساسي و مشتمل بر كنايات بليغتر از تصريح! در خصوص رأي دادن به اين يكي! و رأي ندادن به آن يكي! و توصيه قيم مآبانه به ملت كه «درست انتخاب كنيد!») تصميم گرفتند تا تفكر و شيوه ديگري را جايگزين جريان پرمدعاي اصلاحات! نموده و صراحتاً نارضايتي خود از جناح مزبور را در قالب «نه» قاطع به آن فرامين مطاع! در صندوق ريختند، مبتلا به فقر تحليل شدند!
و طنز تاريخ اينكه همينها كه مردم را بدليل انتخاب نامزد مغضوب! و پشت كردن به قيم مآبي خود صراحتاً مورد اهانت قرار ميدهند، همزمان براي به خطر افتادن «جمهوريت» و «بنيان مردم سالاري» و ... جنجال به پا كرده اند؟!
و اكنون نيز چنانكه در يادداشت آقاي ابطحي و نيز دهها مورد روشن و صريح ديگر ديده ايم! دروغ بودن شعار «قانون گرايي» حضرات نيز به روشني اثبات ميگردد و دقيقاً همانند شعار مردم سالاري كه شرح آن رفت، در اين خصوص نيز ميبينيم كه قانونگرايي و «اولويت قانون اساسي! تحت هر شرايط!» نيز تا زماني مطلوب است كه به سود منويات آقايان باشد والا اگر امري در همين قانون اساسي مقدس! خلاف ميل و دلخواه حضرات باشد، صراحتاً آن را نيز نفي ميكنند و بعبارتي اينجا نيز آنچه ميزان است نه رأي مردم و قانون اساسي كه خواست جناحي و باندي ايشان است و در اين ميان، شعارهايي زيبايي مانند قانون گرايي و مردم سالاري و ... جز ابزارهايي براي تأمين اين منويات باندي نيست!»
يكي ديگر از بارزترين نمونه هاي اين دست موارد محيرالعقول! و نفاق ورزي مدعيان كذاب احترام به خواست و رأي مردم، افاضات محمد عطريانفر، عضو ارشد حزب «دارندگي و برازندگي!» و تكنوكراتهاي نوليبرال در مصاحبه با خبرگزاري فارس با عنوان «بازخواني دلايل شكست هاشمي» به مناسبت اولين سالگرد انتخابات سوم تير بود كه بيش و پيش از هر چيز يادآور آن دو مناظره بيادماندني و تاريخي! آقايان مرعشي و نوبخت -كه از نزديكترين دوستان اين جناب محسوب مي گردند- در روزهاي پاياني قبل از مرحله دوم انتخابات مزبور در گفتگوي زنده خبري سيما بود؛ گفتگوهايي كه به اذعان موافق و مخالف بزرگترين ضربه را به محبوبيت رقيب دكتر احمدي نژاد وارد و نقشي بسيار مهم در اقبال مردم به رئيس جمهور منتخب ايفاء نمود!
در مصاحبه مزبور، عطريانفر طي اظهاراتي شگفت انگيز ضمن توهينهاي آشكار و تحقير شعور مردم و نثار بي دريغ انواع كنايه هاي گستاخانه به رئيس جمهور، در كمال صراحت (بخوانيد وقاحت!) منتخب ملت را صرفاً «رئيس جمهور حقوقي!» و «فاقد جايگاه عرفي؟!» القاء و رأي مردم را يكسره محصول توطئه و تقلب عوامل موهوم و انحراف افكار عمومي! تلقي نمود آنهم با اين استدلال كاملاً منطقي! كه «نتيجه نظرسنجيها حاكي از برتري دكتر احمدي نژاد نبوده است و از آنجا كه نظرسنجيهاي ما (بخوانيد نظرسازيهاي فرمايشي!) همچون وحي منزل! غيرقابل خدشه است، لاجرم چاره اي نداريم جز اينكه ميان نظرسازيهاي فرمايشي و نسيه حزب «رانتير» و نوليبرال كارگزاران و انتخاب نقد و دمكراتيك اكثريت 18 ميليوني ملت ايران دومي را به نفع اولي قرباني و رأي مردم را متقلبانه و محصول جهت سازيهاي توطئه گران بدانيم!»
اين اضافات آنچنان وقيحانه و رسوا و در عين حال سست و فاقد منطق بود كه حتي از جانب رسانه هاي همفكر عطريانفر سانسور گرديد و حتي روزنامه توقيف شده شرق (كه در آن ايام نامبرده بعنوان گرداننده اصلي و پشت پرده آن محسوب مي شد) نيز حاضر نشد كه اين مصاحبه فضاحت بار رئيس شوراي سردبيري خود را منعكس نمايد! و به عبارتي ترجيح دادند تا زياد صداي قضيه را در نياورند تا از تبعات منفي و رسوايي حاصله در افكار عمومي جلوگيري نمايند!
نگارنده اين سطور در آن هنگام نيز از شدت ادعاهاي پوچ و بي منطق نامبرده نتوانستم بي تفاوت بمانم و طي مقاله مبسوط ديگري با عنوان «اهانت به مردم موقوف!» كه قسمت عمده ي آن در هفته نامه يالثارات (شماره هاي 7 – 385، 11 الي 25 مرداد 85) منتشر شد، به نقد اين مصاحبه پرداختم كه بد نيست بخشهايي از آن را به مناسبت توهينهاي اخير همين مدعيان جمهوريت خواهي و مردم سالاري! مرور نماييم. حقير از جمله در رد اين اباطيل نوشتم:
«حقيقتاً اگر ملت ايران بلانسبت اين اندازه از لحاظ شعور و درك سياسي در چنين رتبه حقيري بسر مي برند كه انتخاب بارز و روشن ايشان فاقد هرگونه اعتبار و رسميت است! و به قول جناب نظريه پرداز! «رأيشان قبل از انتخابات بطور «غيررقابتي» توسط نيروهاي پشت پرده منحرف مي شود!» و «يك جوان ناشناخته!؟ به حلقومشان فرو مي رود!» پس چگونه 8 سال با اتكاء به همين رأي به قول شما بي ارزش! زمين و زمان را بهم دوخته بوديد و در برابر هرگونه نقدي بر رفتار غلط خود با چماق و انگ ذنب لايغفر! «اهانت به خواست ملت!»، «توهين به مردم!» و «خدشه در مردم سالاري و دمكراسي!» بر فرق منتقد مي كوفتيد! در اين صورت نه ارزشي براي دوم خرداد و رأي 20 ميليوني منتخب آن وجود دارد و نه مبنايي براي دولت برآمده از آن!
خنده دار است كه از يكسو مكرر در مكرر حضرت آقاي نظريه پرداز! مردم را مورد اهانت قرار داده و ايشان را به دليل تمكين نكردن به ميل خود و رويگرداني از حزب كارگزاران به عنوان مشتي پاپتي! كه رأيشان قدر و ارزشي ندارد و افراد «كمتر توسعه يافته! و روستاييان محرومي كه تمام زندگيشان در اين خلاصه مي شود كه چگونه ناني تهيه كنند يا اينكه فرزندشان را چگونه به خدمت سربازي ببرند و اگر كسي كه متكي بر قدرت و مسلح به سلاحي است كه مي تواند براي آن روستايي خطر بيافريند، به او امر كند كه چگونه عمل كند و راي دهد، تمكين مي كنند!!» توصيف مي كند و از سوي ديگر و به وكالت و نيابت از همان مردم! ادعاهاي پوچ خود را به عنوان خواست ملت جا مي زند و هر جا در پاسخ به سئوالات مصاحبه گر درمي ماند مطابق معمول! از مردم مايه گذاشته و مكرراً جملاتي نظير «مردم اين نظر را ندارند»، «اين را مردم مي گويند»، «مردم اين قضاوت را ندارند!» را تكرار ميكند.
كدام مردم؟!! شما كه پنبه مردم و رأي مردم و دمكراسي و مردم سالاري را زديد و بر هرچه انتخاب و تشخيص خرد جمعي بود، رسماً و يكجا فاتحه خوانديد؟! 18 ميليون رأي دهنده كه به قول شما فاقد كوچكترين استقلال هستند و گله وار (با پوزش فراوان از ملت شريف) و بدون درك و شعور! هرگونه كه ديگران و نيروهاي موهوم برايشان ببُرند و بدوزند، بدون كوچكترين سئوالي مي پوشند؟!
بد نيست اينجا حكايتي را ذكر نماييم. دكتر سيد محمد تيجاني، انديشمند تونسي كه با مطالعات خود به حقانيت تشيع پي برده و كتب ارزشمندي در راستاي دفاع از اين فرقة ناجيه تأليف كرده است، در يكي از اين كتابها حكايت جالبي از بحث با شماري از اهل سنت در هندوستان ذكر مي نمايد بدين قرار كه درخصوص مفهوم اهل بيت (ع) در آيه تطهير يكي از حاضران متعصب كه به سختي به ايشان هجمه مي كرد، منظور از «اهل بيت» در آيه مزبور («انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم ....») را همسران پيامبر اعظم (ص) قلمداد و منكر شمول اين مفهوم بر ائمة معصوم (ع) گرديد و دكتر تيجاني با اشاره به شواهد انكارناپذير موجود در كتب روايي خود اهل سنت در اثبات اين حقيقت، پاسخ داد كه «كتب روايي و منابع اصلي حديث شما از جمله دو كتاب صحيح بخاري و صحيح مسلم كه جايگاه آنها را در رتبه پس از قرآن مي دانيد، برخلاف اين ادعا گواهي مي دهند.» همان معترض در كمال ناشيگري و از سر تكبر و تعصب اظهار مي دارد كه «هر آنچه حديث و سند كه شما از كتب اهل سنت از جمله صحيح بخاري و مسلم شاهد بياوريد، همگي جزو جعلياتي است كه شيعيان در آن كتابها وارد كرده اند!» و در اينجا دكتر تيجاني با تبسمي پرمعنا پاسخ مي دهد كه «اگر معتبرترين كتابهاي اهل سنت تا بدان پايه دچار سستي و بي مبنايي هستند كه شيعيان قادر به دستبرد و جعل محتواي آنها باشند، در اينصورت نه آن كتابها كوچكترين ارزش و اعتباري دارند و نه مذهبتان كه بر پايه آن منابع بنا شده اند!» و اينجا بود كه طرف مقابل منفعل گرديد و از پاسخ درماند! حكايت افاضات موهن عطريانفر هم بي شباهت با شبهه بي اساس آن متعصب هندي نيست!
براستي اگر ملت ايران -با پوزش مجدد از ساحت هموطنان عزيز- آنگونه كه اين آقا از سر تبختر ادعا كرده آنچنان بي هويت و فاقد استقلال تشخيص و صلاحيت تصميم گيري ميباشند كه براحتي و بر اساس القائات تصميم گيران پشت صحنه عمل ميكنند، پس چه ارزشي براي دوم خرداد و دولت نشأت يافته از آن باقي مي ماند؟!
از آن وقيحتر آنجاست كه عطريانفر در پاسخ به اين سئوال كه «از صحبتهاي شما نتيجه ميگيريم كه سطح فكر مردم ما به حدي پايين است كه با تبليغات عده اي خاص، به كسي كه حدود 30 سال معتمد آنها بود پشت مي كنند و به كسي رأي مي دهند كه تازه از راه رسيده است!» تلويحاً پاسخ مثبت داده! و چنين افاضه مي كند: «متأسفانه حق رأي مردم ما در ايران ادا نمي شود! اين مشكلي است كه بايد مرتفع شود. ...اينكه قيمت! رأي هر شخص مشخص نيست، ضعفي است كه هم به اصلاحات وارد است و هم به غيراصلاحات. درمحيطهاي كمتر توسعه يافته، تمام زندگي يك روستايي محروم در اين خلاصه مي شود كه چگونه ناني تهيه كند يا اينكه فرزندش را چگونه به خدمت سربازي ببرند. اگر كسي كه متكي بر قدرت و مسلح به سلاحي است كه ميتواند براي آن روستايي خطر بيافريند، به او امر كند كه چگونه عمل كند و راي دهد، آن فرد تمكين ميكند!»
آيا اين زياده گويي بي شباهت به آن پرت و پلاگويي سردبير شرق كه دست بر قضا بسياري از اينگونه اضافات! نخست از نيش قلم فاخرنويس! وي تراوش كرده و سپس بر زبان همفكرانش جاري مي شود، نيست كه پس از انتخابات و «نه» بزرگ مردم به يك هفته تقلاها و دست و پا زدنهاي خود و پدرخواندگانش، از سر خشم و غضب ملت را به باد ناسزا گرفت و نوشت كه مردم مشتي پاپتي اُمُل! هستند و «آن كساني كه در هفته حتي يك وعده غذاي خود را در رستوران نمي خورند يا نمي توانند بخورند، طبيعي است كه به نامزد ما روشنفكران (بخوانيد روشنفكرنمايان ورشكسته و مرتجع!) رأي ندهند!» و به قول نويسنده اي «به اين ترتيب تعريف ديگري از انسان مدرن ارائه شد: موجودي كه لااقل هر هفته يك بار به رستوران مي رود و شنيدن فحاشيهاي روشنفكري با لهجه فرانسوي مي تواند او را وادار كند كه از ترس لوپن به شيراك رأي بدهد!» (ويژه نامه پرتو سخن، يادنامه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، 7 تير 85، ص.87)
سپس حقير در بخشهاي ديگري از اين مقاله كه البته در يالثارات منتشر نشد، چنين نوشتم:
«لازم است كه اينجا به حكايت ديگري اشاره كنيم. در سال 58 كه مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي تشكيل شد، درخصوص اصل ولايت فقيه بحث فراواني ميان نيروهاي معتقد به اصول انقلاب اسلامي و خط امام با ليبرالها و روشنفكرنمايان در گرفته بود و نفوذيهاي غربزده كه نقشه هاي خطرناك خود در زمينه تحقق اهداف اربابان را با تأسيس نهاد ولايت فقيه برباد رفته مي ديدند، با تمسك به هر وسيله اي از جمله شانتاژ و غوغا در دهها نشريه خود از «حاكميت فاشيسم!» و «صداي پاي نعلين استبداد!» و... دم مي زدند و جامعه را در آستانه فاجعه اي خطرناك! (درصورت تصويب اصل ولايت فقيه) القاء مي كرند! حضرت امام نيز در بيانات خود بي پايگي اين جوسازيها را صراحتاً تبيين كرده و از جمله در جايي فرمودند: «به حرف آنهايي كه برخلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفكر حساب مي كنند و مي خواهند ولايت فقيه را قبول نكنند، گوش ندهيد. شما نترسيد از اين چهار نفري كه نمي فهمند اسلام چه است، نمي فهمند فقيه چه است، نمي فهمند ولايت فقيه يعني چه! آنها خيال ميكنند كه [ولايت فقيه] يك «فاجعه» است به جامعه! آنها اسلام را فاجعه مي دانند نه ولايت فقيه را! ...ما فرض مي كنيم كه فاجعه است. اين فاجعه را ملت مي خواهد، شما چه مي گوييد؟! اين فاجعه ولايت فقيه را ملت ما مي خواهند!» (صحيفة نور ج.9، صص.248 تا 253)
رأي قاطع ملت به ولايت فقيه در همه پرسي تأييد قانون اساسي به خوبي صحت فرمايش امام را نشان داد. همچنين ايشان در جايي ديگر با اشاره به تلاش مدعيان دمكراسي به تحميل عقايد خود به ملت (درست نظير همين رويه اي كه افراطيون تجديدنظرطلب از هنگام انتخابات نهم رياست جمهوري تا به حال در پيش گرفته اند)، به زيبايي مي فرمايند: «همين آقاياني كه فرياد مي زنند كه بايد دمكراسي باشد، بايد آزادي باشد! همين آقايان مي نشينند دور هم و يك چيزي پيش خودشان مي گويند و مي خواهند تحميل كنند به يك ملت» (همان، ج.10، ص.34)
حال جا دارد ما نيز با تأسي از اين فرمايشات امام، به امثال مدعيان اصلاحات كه از يكسو فرياد جمهوري خواهي اشان سر به فلك مي زند و از سوي ديگر هر آنچه بدتر از آن موجود نيست را در توهين و هتاكي به منتخب ملت -البته منتخب غير مطلوب ايشان!- نثار مي كنند و كساني كه مداوماً انتخاب دكتر احمدي نژاد را به مثابه يك فاجعه براي كشور القاء مي نمايند و مي كوشند تا مردم را از عواقب خطرناك! اين اشتباه عظيم! بترسانند، بگوييم به فرض انتخاب ايشان آنگونه كه شما با جنجال مدعي هستيد، يك فاجعه باشد! مردم اين فاجعه را خود انتخاب كرده اند! مگر سالها شما مدام با حربه رأي مردم و دمكراسي و اينكه «مردم ما را انتخاب كرده اند!» به جنگ رقبا نمي رفتيد؟! و مگر مردم صاحبان اصلي كشور نيستند؟! بسيار خوب! همين مردم اكنون به اين دولت رأي داده اند، حال و به تعبير امام «شما چه مي گوييد؟!» برمبناي همان اصول ليبرال دمكراسي كه از آن دم مي زنيد و تشكل التقاط زده و دولت ساخته خود را «ليبرال دمكرات مسلمان!» مي ناميد، دولت آقاي احمدي نژاد منتخب اين ملت است و اهانت به آن اهانت به ملت ايران محسوب مي شود.
آيا عقيده امثال عطريانفر و دوستان وي اين است كه مردم سالاري و انتخابات تنها تا جايي پذيرفتني است كه مطابق ميل ما باشد وگرنه قابل پذيرش نيست؟! اگر چنين است چرا با شجاعت آنرا اعلام نمي كنند تا مردم نيز تكليف خود را با ايشان بهتر بدانند؟! اگر دمكراسي و انتخابات مطلوب است پس نتايج آن درهر صورت بايد مورد پذيرش مدعيان ليبرال دمكراسي باشد و اگر انتخاب فردي خارج از دايره ميل همان مدعيان، خلاف دمكراسي باشد، چاره اي نداريم جز پذيرش اينكه تحقق دمكراسي محال بوده و وجود دمكراسي مستلزم عدم آن است! كه البته بطلان اين ادعا بر هر صاحب خردي آشكار است.»
آري! لجن پراكنيهاي اخير عليه رئيس جمهور منتخب ملت از سوي عناصر درجه چندم تجديدنظرطلبان مدعي اصلاحات و سكوت خجالت آور سردمداران اين جناح و در واقع تأييد ضمني و رضايت ايشان از اين اهانتهاي وقيحانه نيز سند جديدي از رسوايي و دروغ بودن تمام آن شعارهاي زيبا و فريبا اما توخالي! در خصوص ضرورت احترام به انتخاب مردم و اولويت دمكراسي و .... است!
اتفاقاً بهترين شاهد ما بر اين ادعا كه مردم سالاري و ليبرال دمكراسي مورد نظر اين حضرات دقيقاً نسخه بدلي و وارداتي دمكراسي دروغين اهدايي غرب و آمريكا مي باشد، همين تشابه و بلكه همساني عجيب ميان خروجيها و واكنشهاي مدعيان به انتخابات آزاد و دمكراتيكي كه البته منجر به نتايجي برخلاف ميل اينان شده است، مي باشد. در غرب نيز شعار دمكراسي گوش فلك را كر مي كند و تحت پوشش همين شعار فريبنده لشگركشي و تجاوز به كشورها و قتل عام بيگناهان مجاز تلقي ميشود تا مردم «وحشي!» و «عقب مانده!» عراق و افغانستان و فلسطين و لبنان به زور به بهشت! موهوم ليبرال دمكراسي هدايت شوند اما اين دمكراسي فقط تا زماني محترم است كه منجر به انتخاب نوكران غرب شود و در غير اين صورت نه تنها دمكراسي معتبر نيست بلكه آنگاه بارش توپ و بمب و موشك بر سر مردم بي گناه عراق و لبنان و فلسطين (كه البته گناه نابخشودني! ايشان انتخاب دمكراتيك نمايندگان جنبش حماس و يا دولت غيروابسته به امريكا و اسرائيل است!) و نسل كشي جمعي آنان از طريق نابودسازي منابع زيربنايي و حياتي ايشان مجاز تلقي مي شود!
تنها نگاهي به آنچه كه طي يكي دو سال اخير در لبنان و نوار غزه و عراق جريان داشته و دارد، به روشني گوياي مطلب است. درداخل نيز اوضاع به همين قرار است و به عبارتي دنباله روهاي داخلي غرب نيز درست همين شيوه منافقانه را درباره رأي مردم پي مي گيرند! تا زمانيكه نتيجه انتخابات به سود ايشان و منوياتشان باشد، همواره در ستايش از «خرد جمعي» و «مردم سالاري» خطابه هاي غراء! سر مي دهند و رأي مردم را «صداي خدا!» مي نامند و حتي از ضرورت سازگار شدن «دين و اسلام» با «مردم سالاري» (بخوانيد ليبرال دمكراسي!) دم مي زنند اما همينكه مردم به هر دليلي از جمله فرصت سوزيها و سوءتدبيرهاي حضرات از ايشان روي مي گردانند و در يك انتخابات دمكراتيك به ايشان رأي «نه» مي دهند، ديگر تمام آن شعارهاي زيبا فراموش مي شود و هر نوع اهانتي به مردم و منتخب مردم مباح و بلكه ضروري تلقي مي شود!؟
آري! اين است باطن حقيقي ليبرال دمكراسي اهدايي غرب كه برخي در داخل سينه چاك و كشته مرده! آن هستند!
نكته مهم ديگري كه بخصوص هواداران جبهه اصولگرا و حاميان دكتر احمدي نژاد (كه احياناً از مشاهده تداوم حملات غيرمنصفانه و هجمه سنگين ائتلاف «زر و زور و تزوير» نگران شده و ملاحظه اين حجم انبوه جوسازي عليه دولت عدالت سبب رنجش خاطر ايشان شده است) بايد به آن توجه داشته باشند، اينكه نه تنها نبايد از بابت اين قبيل عقده گشايي هاي متكبرانه ذره اي نگران باشيم بلكه اتفاقاً جاي بسي خرسندي است كه اين حضرات پرمدعا ماهيت انحصارطلب و باطن حقيقي و كذب تمام آن شعارهاي كذايي را به دست خود و به بهترين شكلي افشا نموده و علناً به ملت اعلام مي نمايند كه بدانيد همگي آن شعارهاي 8 سال حاكميت اصلاحات پوچ و توخالي بود و رأي مردم از نظر ما تنها زماني داراي ارزش است كه مطابق ميل و خواست «ما» باشد و مردم تنها هنگامي صاحب شعور و درك تلقي مي شوند كه در آن چهارچوبي كه «ما» مي پسنديم و تعيين مي كنيم دست به انتخاب بزنند، درغير اينصورت ديگر نه تنها مردم صاحب درك و شعور و اراده نيستند، بلكه به قول نوچه هاي قلم بدست مافياي قدرت و ثروت مشتي زودباور! هستند كه «به دليل فريبي كه خورده اند!» از ما رويگردان شده اند! (مصاحبه سردبير شرق با سايت ضدانقلابي روزنت، 1/4/84) يا به قول آن خانم سخنگوي فرضي! مردم عامي و قشرهاي بي اطلاعي! كه «هنوز ياد نگرفته اند چگونه با نخبگان[؟!] تعامل كنند!!» (كيهان، 13مرداد 84، ص.14، كولايي) يا به قول عطريانفر «انسانهاي عامي و كم توسعه يافته اي! كه تمام دغدغه اشان كسب ناني بخور ونمير است و به قدري بي اطلاع و ساده لوح و -مجدداً با پوزش از ملت آگاه و شريف- ترسو! هستند كه تسليم تهديد و تطميع عوامل بالادستي مي شوند!»
براستي ما بايد چه مقدار هزينه و چقدر انرژي و وقت صرف مي كرديم تا به اين روشني و خوبي كه خود حضرات مشت خود را براي مردم باز كرده اند، باطن حقيقي ايشان را معرفي كنيم؟! اينهم از همان از دست الطاف خفيه اي است كه بارها شامل حال ملت ايران شده است.
سئوال به حق ديگر اما اين است كه در اين معركه لجن پراكني وقيحانه مشتي ورشكسته سياسي، مدعي العموم كجاست؟! براستي چرا هيچ صدايي از دستگاه قضائي براي برخورد با توهين به منتخب ملت و در واقع توهين به خود ملت يا دستكم اكثريت 18 ميليوني رأي دهندگان به رئيس جمهور منتخب بلند نمي شود؟! چطور دستگاه قضائي كه كمتر از دو ماه قبل در تبعيت از منويات همين اهانت كنندگان به رئيس جمهور و پاسخ دادن به جنجال آفريني و مظلوم نمايي ايشان به بهانه «اهانت به بيت امام» آنگونه فعالانه وارد عمل شد و مدير مسئول سايت نوسازي را روانه زندان كرد، اينجا دچار سكوت و انفعال مي شود؟! آيا اين نمونه ديگري از تأثير پذيري از سياسي كاران و باندهاي متنفذ مخالف دولت است؟!(چنانكه مع الاسف نمونه هاي بارزي از اين واقعيت تأسف بار را در يكي دو سال اخير در پرونده هاي گوناگون -از قبيل پرونده مؤسسة فرهنگ و توسعه، متهم امنيتي هسته اي و... و از همه تأسف بارتر قصه پرغصه زمين ماندن تأكيدات مكرر عالي ترين مقامات كشور در زمينه برخورد با مفسدان اقتصادي ديده ايم.)
براستي اين دوگانگي در برخورد با اهانت به شخصيتهاي كشور چه توجيهي دارد؟! خوب است سخنگوي دستگاه قضا كه همواره تأثيرپذيري اين قوه از فشارهاي پشت پرده متنفذان را قاطعانه تكذيب مي نمايد، در اين خصوص نيز توضيحي –ولو توضيحي غيراقناع كننده همچون موارد قبلي!- ارائه نمايد!
و بالاخره سئوالي نيز داريم از شخصيتهاي محترمي كه در جامعه سياسي با عنوان اصولگرايان مستقل و منتقد دولت شناخته شده و هر ازچندي خود را موظف مي دانند كه با عنوان «دلسوزي»، «تذكر مشفقانه به دولت» و «هشدار» نسبت به آنچه كه «تصميمات غير كارشناسي و شتابزده رئيس جمهور» مي نامند، به نگارش نامه هاي سرگشاده و تذكرات علني از تريبونهاي عمومي خطاب به دولت و شخص رئيس جمهور بپردازند و البته ما منكر نيت خير اين عزيزان و ضرورت تذكر، دستكم در برخي موارد نسبت به ضعفهاي دولت نيستيم، (گو اينكه نسبت به شيوه هاي ابراز اين نقدهاي دلسوزانه سئوالات و انتقادات جدي داريم) اما اينجا سئوال ما اين است كه آيا استقلال و بي طرفي شما عزيزان فقط بايد در نقد دولت نمود داشته باشد؟! و به عبارتي آيا تركش و تيغ تيز انتقادات دلسوزانه شما فقط بايد به دولت اصابت نمايد و در برابر اين جفاكاريها و نفاق ورزيهاي مدعيان تجديدنظرطلب ديگر هيچ وظيفه وجداني، اخلاقي، سياسي و شرعي احساس نمي كنيد؟! آيا اين بي عملي و انفعال با بي طرفي و دلسوزي مورد ادعاي شما و التزام تشكيلاتي به اصولگرايي سازگار است؟!
بر هر عاقل سليم النفسي مبرهن است كه لازمه نقد منصفانه تذكر نقاط ضعف –حتي المقدور در خفا و در كنار آن اشاره توأمان به نقاط قوت ترجيحاً در علن و آشكار است (آنچنانكه رهبر معظم انقلاب نيز طي يكي دو سال اخير به منتقدان دولت هشدار داده اند) والا «منفي نگري مطلق» به همان اندازه «مثبت نگري مطلق» غلط و غيرمنطقي است. از امثال سايتها و رسانه هاي منافق و نان به نرخ روزخوري مانند .... كه خود سردمدار هتاكي به دولت و رئيس جمهور هستند، انتظاري نيست اما اگر قرار باشد عزيزاني مانند گردانندگان سايت الف و شخصيتهاي محترمي كه اين سايتها به عنوان رسانه هاي نزديك به ايشان شناخته مي شوند، نيز تدريجاً در خط بي تفاوتي و سكوت نسبت به لجن پراكني عليه رئيس جمهور قرار بگيرند، دير يا زود بايد در انتظار تبعات اين بي عملي خود باشند كه حداقل اين تبعات سست شدن اعتماد مخاطبان نسبت به ايشان است. بايد به اين عزيزان يادآوري كرد كه اگر خداي ناكرده «خليفه كشي» باب شود، آتش آن دامن همگان را خواهد گرفت!
اين نمي شود كه اين دوستان در برابر آنچه كه خود نقاط ضعف دولت مي نامند، با آن شدت و حدّت عكس العملهاي علني نشان دهند و -انشاالله ناخواسته- براي جوسازي مخالفان بي تقوا و انصاف دولت خوراك فراهم نمايند، اما در برابر اهانت و توهين وقيحانه به رئيس جمهور منتخب ملت و مورد حمايت رهبر معظم انقلاب سكوتي غيرموجه پيشه نمايند. در چنين صورتي ديگر اين عزيزان نبايد از تشكيك و بي اعتمادي مخاطبان نسبت به ادعاي بي طرفانه و دلسوزانه بودن انتقادات خود نسبت به دولت گلايه مند و متعجب باشند! |
نااميدي رژيم صهيونيستي از توقف ايران هستهاي: کمتر از 18 ماه پس از تأسيس وزارتخانه ای در رژیم صهیونیستی که مسئول نظارت بر برنامه هسته اي ايران بود، این رژیم اعلام کرد اين وزارتخانه را تعطيل و منحل مي کند. به گزارش رجانیوز، آسوشیتدپرس اعلام اين تصميم را اذعان تلويحي به اين موضوع دانست که وزارت امور راهبردي اسرائيل به جز ايجاد يک پست براي يکي از متحدان سياسي قبلي ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در کابينه به درد کار ديگري نخورده است. اما انحلال این وزارتخانه در حالی صورت می گیرد که ایران هفته گذشته آغاز نصب 6 هزار سانتریفیوژ جدید در نطنز را اعلام کرده بود. همچنین واشنگتن پست نیز با تأکید بر اینکه تلاش ها برای توقف برنامه هسته ای ایران با شکست مواجه شده است، پیشنهاد داده بود استراتژی بازدارندگی در قبال ایران عملیاتی شود. آسوشیتدپرس همچنین به نقل از سخنگوي رژیم صهیونیستی گزارش داد مسئوليت هاي اين وزارتخانه به ديگر ادارات دولتي اسرائيل محول خواهد شد و تعطيلي اين اداره بر امنيت اسرائيل تاثيري نخواهد گذاشت. تأسيس اين وزارتخانه در سال 2006 ميلادي با انتقادات گسترده اي مواجه شد و بسياري آن را اداره اي زائد توصيف کردند. مسئوليت اداره اين وزارتخانه به آويگدور ليبرمن يکي از شرکاي ائتلافي اولمرت واگذار شد ولي او ماه ژانويه در اعتراض به اقدامات اولمرت استعفا کرد. سرانجام کابينه اسرائيل ديروز رأي داد نيازي به وجود اين وزارتخانه نيست.
انحلال وزارتخانه مأمور به مقابله با برنامه هستهاي ايران
.jpg)
|
|
|
روزنامه اعتماد در شماره ديروز خود با علي اكبر فرازي، سفير سابق ايران در روماني گفت وگو كرد و ضمن بررسي نشست اخير سران ناتو در بخارست، ساده انديشانه با اين تصور كه با چراغ سبز نشان دادن به استكبار آنان دست از دشمني با نظام اسلامي خواهند شست، به نقل از فرازي خواستار آن شد كه جمهوري اسلامي به ناتو و آمريكا اثبات كند شهروند مطيع دهكده جهاني و كشوري سر به راه است.
به گزارش رجانیوز به نقل از کیهان، روزنامه اعتماد چنين نوشت: «نزديكي ناتو به ايران مي تواند فرصتي بسيار طلايي باشد اگر كمي فراتر از جايگاه مان به بيرون نگاه كنيم و از موضعي بالاتر اطرافمان را ببينيم. اگر بتوانيم كشورهاي عضو ناتو را متقاعد كنيم كه ما يعني ايران نه دشمن كشوري هستيم و نه دشمن فرضي كه آمريكا مي گويد، مي توانيم مانورهاي مثبتي انجام دهيم. ناتو بايد متقاعد شود ايران نقشي سازنده دارد.»
اين ديپلمات ساده انديش دوران اصلاحات سپس به طور تلويحي عضويت ايران در ناتو(!) را توصيه كرده و گفت: «ايران در هر پيمان چند جانبه بايد عضويت داشته باشد. چون به سودش است. حتي اگر به عنوان عضو ناظر باشد. دوري ايران از هرگونه پيمان چندجانبه و منطقه اي به ضرر اين كشور است.»
به آقاي الياس حضرتي، مديرمسئول روزنامه اعتماد و از مدعيان خط امام(!) و نيز اين ديپلمات اصلاح طلب توصيه مي كنيم كه اين چند فراز از پيام هاي امام راحل(ره) كه در ماه هاي پاياني عمر مباركشان بيان شده است را يكبار ديگر مطالعه كنند و ملاحظه نمايند كه تا چه حد مواضعشان در همراهي با ناتو و آمريكا! با خط آن پير فرزانه انطباق دارد:«آنان كه هنوز بر اين باورند و تحليل مي كنند كه بايد در سياست و اصول و ديپلماسي خود تجديد نظر نماييم و ما خامي كرده ايم و اشتباهات گذشته را نبايد تكرار كنيم و معتقدند كه شعارهاي تند يا جنگ سبب بدبيني غرب و شرق نسبت به ما و نهايتاً انزواي كشور شده است و اگر ما واقع گرايانه عمل كنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي كنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي گذارند... مسئله اشتباه ما نيست،بلكه تعمد جهانخواران به نابودي اسلام و مسلمين است.»صحيفه نور جلد 21- ص 99 |
|
|
|
رهبر انقلاب اسلامی در پي حادثه انفجاري در كانون رهپويان وصال شيراز پيام تسليتي صادر فرمودند.
به گزارش رجانیوز، متن این پيام به شرح ذيل است:
بسمالله الرحمن الرحيم
حادثه غم انگيز و تأسفبار در كانون رهپويان وصال كه به پرواز شهادتگونهي جمعي از شيفتگان وصال دوست و زخمي شدن جمعي بيشتر انجاميد، اين جانب را مصيبتزده كرد. تسلاي من به عزاداران اين حادثه تلخ و نيز به آسيبديدگان وعده پاداش الهي به صابران است كه فرمود: اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة.
از خداوند متعال صبر و سكينه براي دلهاي مصيبت ديده، رحمت و غفران براي عزيزان درگذشته و شفاي عاجل براي مجروحان مسألت ميكنم و از مسئولان ميخواهم كه وظايف خود در پيگيري اين حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند.
والسلام علي عبادالله الصالحين
سيد علي خامنهاي
16/فروردين/1387 |
|
|
|
اقدام عجيب روزنامه صداي عدالت براي حمله به دولت: |
|
نقد یک روزنامه مخالف دولت به مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور، تعجب محافل سیاسی- رسانه ای را برانگیخته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا تمام انتقادات مخالفان دولت از این جنس و با چشمان کاملاً بسته است؟
روزنامه صدای عدالت در شماره روز دوشنبه 26/1/87 سخن روز خود را با عنوان "رئیس جمهور، رسانه و 6 سؤال اساسی" به نقد مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور اختصاص داد!
بنا بر این گزارش، صدای عدالت با بیان اینکه "محمود احمدينژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، دیشب(شنبه) از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" کرد"، به شیوه گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم حمله و 6 سؤال درباره عملکرد اقتصادی دولت مطرح کرد.
این اتفاق عجیب در حالی در این روزنامه رخ می دهد که رئیس جمهور اساساً یکشنبه شب گفتگوی تلویزیونی با مردم نداشته و این گفتگو احتمالاً در شبهای آینده انجام خواهد شد.
با این حال، انتقاد از محورهای یک گفتگوی انجام نشده! توسط روزنامه مخالف دولت، اتهام چشم بستن مخالفین بر عملکرد دولت و ایراد انتقادات کلیشه ای و آماده شده بدون توجه به واقعیتها را تأیید می کند.
همچنین احتمال اشتباه در حروفچینی نیز که احتمالاً از سوی این روزنامه به منظور توجیه این اقدام اعلام خواهد شد، پیشاپیش پذیرفتنی نیست چراکه نویسنده سرمقاله این روزنامه در 2 قسمت از مطلع نوشته خود از قید "دیشب" و فعل ماضی "گفتگو کرد"، استفاده کرده است.
سایت روزنامه صدای عدالت بدون هیچ توضیحی، پاراگراف اول این نوشته را به صورت زیر تغییر داده است: «محمود احمدينژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، امشب از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" خواهد کرد.»
این در حالیست که برای امشب نیز خبری مبنی بر گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور اعلام و تأیید نشده است. |